هدیه در پی هدیه

استاندارد

امروز رئیس به اتاق مان آمد و گفت بچه ها من دارم می روم محدوده انقلاب چیزی لازم ندارید؟ اگر موردی بود قبل از رفتنم خبر بدید.

بعد از اینکه از اتاق بیرون رفت همکارم گفت: اتفاقاً من یک کتاب می خواهم. تو چطور؟ گفتم: من هم یک کتاب تو ذهنم بود و قصد خرید داشتم. من برای یکسری کارهای اداری بیرون از شرکت رفتم و عنوان کتاب را به همکارم گفتم و او هم یادداشت کرد. به شوخی به همکارم گفتم: راستی چرا رئیس امسال به ما عیدی نداد😉

بعد از چند ساعتی که به اداره برگشتم در مسیر رفتن به اداره، با صدای رئیس برگشتم و احوالپرسی کردم و تا رسیدن به اتاق همگام و هم قدم شدیم. توضیح داد که کتابی که سفارش دادی را به راحتی پیدا نکردم. عذرخواهی کردم و گفتم ببخشید یادم رفت بسپارم اگر در طول مسیرتان پیدا نکردید زحمت بیشتر نکشید، شرمنده شدم.

کتاب همکارم هم ظاهرا چاپش تمام شده بود و کمی هم برای آن معطل شده بود.

خلاصه حسابی بنده خدا رئیس را به زحمت انداخته بودیم. به محض رفتن به اتاقش، کتاب من و همکارم را آورد و از ایشان بخاطر وقتی که گذاشتند تشکر کردم. هزینه کتاب ها را با همکارم حساب کردیم تا به رئیس بپردازیم. اما ایشان از پذیرفتن پول خودداری کرد و به ما گفت قصد داشتم برای عید برایتان هدیه ای بخرم و این بهترین بهانه شد.

کلی خندیدیم و گفتم: تو اتاق دوربین داریم و خبر نداریم یا اینکه صدامون بهتون رسید🙂

 کتاب سیری در نظریه پیچیدگی ها اثر میلانی میچل هدیه ای شد از طرف آقای رئیس.

بعد از چند ساعت برای عرض تشکر از آقای رئیس، درخصوص فایل آموزشی حرفه ای گری در محیط کار توضیح مختصری دادم و آنرا بعنوان هدیه به ایشان تقدیم کردم.

3 دیدگاه در “هدیه در پی هدیه

  1. خوش به حالت . خیلی وقته میخوام این کتاب رو تهیه کنم ولی هنوز موقعیتش پیش نیومده چون سمت انقلاب اصلا گذرم نمی افته و سایتهایی که ازشون کتاب خرید میکنم اون رو ندارند. ولی دیگه یادم انداختی که هرطوری هست تهیه کنمش D:

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *