انتقاد سازنده

استاندارد

در حال صحبت کردن با دوستم بودم. دوستم با لحنی آرام داشت در خصوص نحوه کارش توضیح می داد که ناگاه متوجه اشتباه و ایرادی در کارش شدم، صحبتش تمام نشده، گفتم: وای چرا اینطوری کار می کنی؟ همین دیگه بخاطر همین طرز تفکرت هست که راه به جایی نمی بری؟ خوبه اونی که بالا دستت هست مثل تو فکر کنه و این کار را انجام بده؟ البته او آنقدر بزرگه که چنین اشتباهی نمی کنه؟

یک دفعه دیدم دوستم حالت تدافعی به خودش گرفت و با ناراحتی به دفاع از خودش پرداخت.

متوجه برخورد اشتباه خودم نبودم، تازه ناراحت شدم و گفتم: چرا با لحن تند با من صحبت می کنی؟ او هم عنوان کرد: ظاهراً نحوه ی برخورد خودت را فراموش کردی.

واقعاً نمی دیدم و فراموش کرده بودم. گفتم: من اکثر مواقع سعی می کنم با طنز و شوخی یک مسئله را بیان کنم و تو خیلی جدی و تند می شوی.

چند ساعتی که از آن ماجرا گذشت. بر روی کاغذ شروع به نوشتن کردم و شروع به برون ریزی ذهنی کردم. وقتی با خودم خلوت کردم و خودم را جای دوستم گذاشتم، متوجه این نابخردی در رفتارم شدم (انتقاد مخرب)

متوجه شدم که انتقاد سازنده نکردم و حتی اگر حق با من باشد و حرفم درست باشد، اینقدر بد بیان کردم که طرف مقابلم حاضر به شنیدن حرف هایم نشد، به نوعی فضا را بر او تنگ کرده بودم. خلاصه کلی خجالت کشیدم و تصمیم گرفتم از دوستم عذرخواهی کنم و برای اینکه این نابخردی را تکرار نکنم، آن ماجرا را در اینجا بنویسم و راهکارهای انتقاد سازنده را از نگاه خودم در ادامه بیان کنم.

  • ازحاشیه رفتن و بزرگ جلوه دادن نقطه ضعف طرف مقابل و اشتباه پیش آمده پرهیز کنم.
  • بجای زیر سوال بردن شخصیت و طرز فکر طرف مقابل، به رفتار و عملکرد اشتباه توجه کنم.
  • رفتار یا راهکارهایی را که مناسب تر می پندارم را به صورت روشن و با جزئیات توضیح و تشریح کنم. مثلا در همین اشتباه اخیر بجای اینکه بگویم “وای چرا اینکار را کردی؟” می توانستم بگویم: “من در چنین شرایطی این برخورد را می کنم یا اینکه کسی را دیدم که چنین برخوردی در مواجهه با این مسئله داشت به نظر من این شیوه ی بهتر، مفیدتر و اثرگذارتری می تواند باشد”

تمام این ماجرا و نوشته هایم تداعی گر یکی از درس های حمایت اجتماعی در متمم شد در پاسخ به تمرین آن درس به ضعف در عملکردم اشاره کرده بودم و گفته بودم که قصد تقویت و بهبود آنرا دارم.

به عنوان میکرواکشن مرور دوباره ای بر این درس خواهم داشت و سعی می کنم در بکارگیری نکات مفید و موثر مطرح شده در جهت بهبود رفتار، دقت بیشتری داشته باشم و نسبت به بکارگیری آن جدی تر اقدام کنم.

 

 

5 دیدگاه در “انتقاد سازنده

  1. سلام معصومۀ عزیز.
    به نظر من یکی از مهم‌ترین موارد می‌تونه همین موردی باشی که تو به زیبایی بهش اشاره کردی:
    “بجای زیر سوال بردن شخصیت و طرز فکر طرف مقابل، به رفتار و عملکرد اشتباه توجه کنم.”
    همین که بهش بفهمونیم و بگیم: ببین فلانی. تو کارت درسته و برای من هم عزیزی و می‌دونم که کارت رو خوب بلدی. ولی این رفتاری که انجام دادی چندان مناسب این شخصیت نبود.
    اتفاقاً جدیداً داشتم یکی از فایل‌های مذاکرۀ محمدرضا رو گوش می‌دادم (مذاکرۀ مدیر و کارمند) که احتمالاً خودت هم بهش گوش دادی. اونجا محمدرضا برمی‌گرده می‌گه بهتره که «توانمندی»، «نگرش» و «رفتار» فرد رو مستقل از هم درنظر بگیریم و همونجا می‌گه توی مذاکره (چه با همکاران چه دوستان) بهتره روی اون ۱درصدی که نقطۀ اشتراک‌مون هست تمرکز کنیم و بعدش فضا رو به اون سمتی ببریم که می‌خوایم راجع بهش صحبت کنیم.
    همین یک جملۀ تو، این همه مفهوم رو توی ذهنم تداعی کرد. احساس کردم بد نیست به عنوان اولین کامنتم توی وبلاگ خوبت، اینا رو اینجا گفته باشم.
    پرانرژی باشی دوست خوبم.

    • معصومه خزاعی

      سلام سینا جان
      ممنونم از وقتی که برای خوندن این پست و نوشتن نظرت برام گذاشتی.
      تداعی های خوبت برای من هم منجر به یادآوری مجدد صحبت های مفید و ارزشمند آقامعلم شد “روی یک درصد نقطه اشتراک متمرکز شوید”.
      گوش دادن دوباره به تعدادی از فایل های مذاکره را در برنامه ی این هفته ام گذاشتم.
      سلامت و عزت مند باشی

  2. معصومه جان

    انتقاد سازنده یک ترکیب واژه ای تقریبا « بی معنا» است. در نوشته آینده ام با عنوان «در ستایش انتقاد» به طور کامل به این موضوع می پردازم. تا آن زمان دوست دارم یک بار دیگر تو را به سی ویژگی انتقاد و مناظره کردن جلب کنم.

    با مهر
    یاور

    • معصومه خزاعی

      یاور عزیز
      ممنونم از توجه و راهنمایی ات.
      از به اشتراک گذاری سی ویژگی انتقاد و مناظره کردن دکتر سریع القلم هم بسیار متشکرم، برایم قابل تامل بود. منتظر نوشته ی آینده ات هستم.
      سلامت و برقرار باشی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *