صیقل دادن ذهن

استاندارد

یکی از سوالاتی که در دوران کودکی، ذهنم را به خودش مشغول می کرد این بود که چطور مثلاً وقتی امام حسین (ع) خودش را معرفی می کرده و می گفته که فرزند رسول خداست باز هم به جنگ و ستیز با او بر می خاستند؟ چرا وقتی این قدر واضح خودش را معرفی می کند، دیگران متوجه نمی شوند و با او مخالفت می کنند؟ متعجب می شدم از اینکه وقتی همه چیز واضح و روشن است. چطور می شود آدم نبیند و نفهمد و مرتکب اشتباه شود.

چند سال بعد، سوال دیگری داشتم چرا وقتی کاری یا حرفی یا عملی خوب و خیر و نیک است، دیگران از انجامش و گاه حتی از شنیدنش پرهیز می کنند و حاضر نیستند لحظه ای به آن توجه کنند؟

بر اثر گذر زمان، تجربه ها و ادراک های کسب شده، به پاسخی رسیدم که تا حدود زیادی متقاعدم کرد.

ما با توجه به ارزش ها، اولویت ها، باورها و اعتقادات و مدل ذهنی مان زندگی می کنیم و محیط اطراف را درک می کنیم.

تا زمانی که خود را برترین و کامل ترین تصور می کنیم یا با نگاهی تک بعدی به پردازش اطلاعات دریافتی می پردازیم، نقص و ایراد و ابهامی در نوع تفکر و عملکرد خود نمی بینیم، به این شکل، مسلماً در برابر هر آنچه ناقض باورهایمان است موضع گیری می کنیم و آنها را نکوهیده می دانیم. تعصب است که انسان ها را به بن بست می کشاند.

شک و تردید در اکمل بودن، منعطف بودن و بررسی و تجزیه و تحلیل سبب می شود حداقل یک پله جلوتر یا عقب تر را هم ببینیم. کم و کاستی و ایراد و اشتباهات را ببینیم و برای اصلاح شدن آنها و جایگزینی شان با رفتاری مناسب تر دست به کار شویم.

البته منظورم از منعطف بودن و نبستن دریچه ذهن و نگاه، این نیست که مسیر را بر روی هر گونه ورودی ای باز بگذاریم. مجهز بودن به فیلتری برای تمیز دادن اطلاعات سالم از ورودی های ناسالم و مسموم، می تواند تقویت کننده باشد. همچنین مناسب است در بازه های زمانی متفاوت، اندیشه و ذهن خود را صیقل دهیم.

یکی از اساتید عزیز در مقطع و دوره ای که دانشگاه درس می خواندم، به ما سفارش می کرد که در دعا کردن ها یمان از خدا بخواهیم توانایی تحلیل کردن و توانایی فکر کردن را نصیب مان کند.

تفکر کردن و اندیشیدن نوعی نرمش فکری است که برای تقویت قوای ذهن ضروری محسوب می شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *