پراکنده نویسی و برون ریزی

استاندارد

هوشمندی می تواند استفاده حداکثری از حداقل داشته ها باشد.

استراتژی می تواند رد کردن و نپذیرفتن پست و مقام باشد.

استراتژی می تواند نپذیرفتن جایزه نوبل باشد چرا که به چیزهای بزرگتری دست یافته که اخذ یک پاداش و جایزه کوچک می تواند دامی شود و بندی باشد به پای فرد که از بالا رفتنش ممانعت کند.

خلوت گزینی و زندگی در سکوت و تنهایی می تواند به انحطاط و سقوط بکشاند و می تواند به درجه اعلا برساند.

تلاش و تحرک و پویایی می تواند برای زنده نگه داشتن و معنا یافتن زندگی و معنا سازی باشد و بی توجهی به هر دلبستگی و وابستگی مادی باشد.

باورهای درونی است که رضایت اعلا را می آفرینند.

منتظر نشستن، احتیاط کردن، بر اساس استاندارد و مطلق ها و میانگین ها و متوسط ها به پیش رفتن. تمایزی ایجاد نمی کند.

راهی که عده اندک و کمی پیمودند و مسیری که کمتر پا خورده است و نهایتش متعالی و ارزش آفرین است درس آموز است. راهی است پر از چالش.

آیا عبور از چالش ها و مبارزه و مقابله و پشت کردن به هر آنچه از نظر دیگران تحسین برانگیز و جذاب و ستودنی است در توان و ظرفیت ما هست؟

وقتی برای یک ارتقا و برداشتن یک گام بلندتر، به پس زدن دست دیگران و پا نهادن بر شانه های آنها خود را سزاوار می بینیم و ظرفی کوچک و قامتی کوتاه داریم و به یبوست فکری دچار می شویم بعید است قد بکشیم.

اما اگر بنگریم و گرد و غبار بزداییم و به روشی دیگر گام برداریم در مسیری دیگر حرکت کنیم که متفاوت یا شاید هم مغایر با خیلی از آنچه تا کنون بهترین می دانستیم باشد. حداقلش این است که زندگی دیگری را تجربه می کنیم.

می توانیم امتحان کنیم می توانیم لمس کنیم و کم کم وارد وادی اندک کسانی شویم که در انزوا برای بزرگی روح خود، نگاه و دید خود و برای صیقل دادن و روشنایی مسیر پیش روی خود تلاش می کنند. آنانی که توقعی از کسی ندارند. کسانیکه در جهت دستیابی به آنچه اکثریت جلوه ای از بزرگی می دانند، حرکت نمی کنند.برای خود و در راستای ادراک بیشتر، فهم و آگاهی فراخ تر و برای رضایت درونی و ژرف اندیشی کار می کنند، تلاش می کنند، می آموزند، یاد می گیرند، می خوانند و بی هیچ بهانه و چشمداشتی یاد می دهند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *