بزرگ منش بودن

استاندارد

از شنیدن و مطالعه زندگی نامه بعضی بزرگان و اندیشمندان حیرت می کنم.

شگفت زده می شوم از انتخاب روش و نوع بازخوردشان در مواجهه با چالش و سختی های پیش رو

آنان هم از گونه انسان ها هستند.

اما بسیاری از ما برای توجیه نامناسب بودن انتخاب های مان عنوان می کنیم

انسان ها دارای ظرفیت گوناگونند و آستانه تحمل هر شخص فرق می کند

اما مگر آن اقلیت از جنس دیگر و گونه ای دیگر هستند

اصلا مگر با این حرف ها و پیش رفتن به این شکل، مشکلی حل شده یا اینکه از میزان سختی کاسته شده؟

یا مگر سختی و درد وارد شده بر دیگران کوچک بوده؟

مناسب است بجای توجیه و آوردن هزار و یک دلیل برای دفاع از موضع خود

تعصب به خرج ندهیم  و این را هم ببینیم که

می تواند تمایز آن اقلیت، بالا بردن سطح تحمل و صبوری باشد برای تبدیل کردن سختی به شکوفایی و اعتلا.

یعنی به جای غصه خوردن و عجز و ناله، سعی کرده اند دست به کار شوند و جایگزین مناسب تر و خوشایندتری به جای ناله و زاری پیدا کنند.

قطعاً چنین طریقی آسان نیست و بسیار سخت است

 چقدر تحسین برانگیز و حیرت آور است زندگی و منش بزرگانی همچون ملاصدرا، نادر ابراهیمی، نیچه، دن اریلی و احتمالاً خیلی از بزرگان دیگر که هنوز آنها را نشناختم.

فاصله بسیار است

به هر حال بسیار باید بیاموزم و تمرین کنم

امیدوارم روزی اکثریتی بشویم یا لااقل جزو همان اقلیتی باشیم که بتوانیم همچون بزرگان قدم برداریم، مسائل را حل کنیم و مسیر پر فراز و نشیب زندگی را بپیماییم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *