رابطه میزان تحمل و نوآوری

استاندارد

در حال مطالعه کتاب “چرا ملت ها شکست می خورند” اثر دارون عجم اوغلو و جیمزای. رابینسون هستم که در بخشی از آن مفهوم پردازی واژه “نوآوری” برایم جالب توجه آمد. به همین منظور، در ادامه قسمتی آموزنده از متن کتاب را که در رابطه با عملکرد نظام پاداش دهی در اقتصاد شوروی در دوران حکومت استالین بود را در اینجا نقل می کنم.

تحت برنامه ریزی متمرکز معمولاً تولید میزانی از محصول برای هر بنگاه هدف گذاری شده بود؛ هر چند که چنین برنامه هایی اغلب مورد مذاکره مجدد قرار می گرفتند و تغییر می کردند. از دهه ۱۹۳۰، اگر اهداف برنامه در بنگاهی محقق می شد کارگرانش پاداش می گرفتند. این پاداش ها کاملاً قابل توجه بودند-برای مثال تا ۳۷ درصد دستمزد مدیران و مهندسان ارشد. اما پرداخت آنها به طرق گوناگون سبب ایجاد انگیزه های منفی علیه تغییر فناورانه می شد. برای نمونه نوآوری مستلزم آن بود که بخشی از منابع از فرآیند تولید جاری دور شود و به مطالعه و آزمون ایده های جدید اختصاص یابد؛ لذا این خطر را با خود داشت که اهداف تولید برآورده نشود، در نتیجه پاداش ها پرداخت نگردد. به عنوان نمونه ای دیگر، اهداف تولیدی معمولاً بر مبنای سطوح قبلی تولید تعیین می شدند. این امر انگیزه عظیمی ایجاد می کرد که تولید هرگز گسترش پیدا نکند؛ چرا که مستلزم تعهدی برای تولید بیشتر در آینده بود و چرخ دنده اهداف آتی تولید را چند درجه به سمت بالا حرکت می داد. همواره بهترین راه برای رسیدن به اهداف تعیین شده و گرفتن پاداش، کوتاهی در انجام وظایف بود. این واقعیت که پاداش ها ماهانه پراخت می شد نیز سبب تمرکز همگان بر وضعیت حال می شد. حال آن که نوآوری، مستلزم فدا کردن امروز به منظور بیشتر داشتن در فرداست.

حتی وقتی پاداش ها و محرک ها بر تغییر رفتار موثر بودند، معمولاً مسائل دیگری را به وجود می آوردند. برنامه ریزی متمرکز فقط یک مشکل داشت و آن اینکه در جایگزین کردن آن چه اقتصاددان بزرگ قرن هجدهم، “آدام اسمیت” آن را “دست نامرئی بازار” می نامید بی هنر بود. وقتی برنامه، اهداف تولید ورق آهن را به “تن” بیان می کرد ورق ها بسیار ضخیم ساخته می شدند. وقتی این هدف بر اساس “سطح” تعیین می شد ورق های تولید شده بسیار نازک بودند. اگر برنامه، اهداف تولید چلچراغ را بر حسب تن اعلام می کرد، محصولات آن قدر سنگین بود که به سختی می شد آنها را از سقف آویخت.

این مطالب برایم یادآور درس “تحمل برای برآورده شدن خواسته ها” در متمم و البته کامنت های آموزنده دوستانم هم بود.

3 دیدگاه در “رابطه میزان تحمل و نوآوری

  1. سلام معصومه عزیز،

    لاله هستم از پادپُرس. با شما از طریق متمم و سپس وبلاگتون اشنا شدم. باهاتون تماس می‌گیرم که جمعی از افراد علاقه‌مند به «حل مسئله» رو بهتون معرفی کنم و ازتون دعوت کنم در این جمع همراهمون باشین.

    این جمع در فضایی مجازی به اسم پادپُرس حضور دارن. در پادپُرس، همه باور داریم با همفکری و هم‌افزایی درباره‌ی مسئله‌های مهم، سریع‌تر می‌تونیم به راهکارهای موثر برسیم.

    در پادپُرس برای جمع می‌نویسیم، با هدف یاد گرفتن و یاد دادن به هم، و با چشم‌انداز ایجاد بهبود و پیدا کردن راهکارهایی برای اتفاق‌های بهتر از طریق اثرگذاری جمعی.

    در پادپُرس، راهکارهای موجود رو نقد میکنیم، و به ذهن‌های تحلیل‌گرمون اجازه میدیم هیچ چیزی رو بدیهی در نظر نگیرن!

    در پادپُرس تلاشمون در این هست که مهارت حلِ مسئله رو به عادت روزانه‌ای برای خودمون و بقیه تبدیل کنیم.

    از شما دعوت میکنیم با اضافه شدن به جمع حاضر در پادپُرس؛ مشاهدات، تجربه، و دانشتون رو با جمعی از علاقه‌مندان به حلِ مسئله به اشتراک بذارین و در تولید بانکی از محتوای باکیفیت فارسی سهیم باشین.

    با احترام و به امید دیدار در پادپُرس
    لاله

  2. اخیر این کتاب رو در سایت ۱ پزشک مشاهده کردم برام جالب بود، می خواستم مطالعه کنم اما فرصتش پیش نیومد با یکسری توضیحاتی که ارائه دادین تصمیم قطعی رو گرفتم که این کتاب رو تهیه کنم و کاملا عمیق مطالعه اش کنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *