ساده اندیش

وقتی به تماشای یک عکس می نشینم، گاه صرفاً محتویات ظاهری آن عکس را می بینم و از قبل و بعد آن چیزی نمی دانم.

یکسری شکل ها و تصاویر که آشکار مقابل چشمانم است.

فکر می کنم عکس دیدن هم هنر می خواهد.

گاهی احساس می کنم یک عکس را دیدم و زیبایی یا اندوه آنرا درک کردم.

ساده اندیشی است.

این توهمی بیش نیست.

کتاب می خوانم و بسیار خرسندم که به فهمم افزوده شده است.

جمله به جمله و هر پاراگراف را با دقت می خوانم و احساس می کنم محتوا را کامل درک کردم

حس درک بیشتر و فهم عمیق تر را می چشم

اما این توهمی بیش نیست.

همانگونه که بینایی ام محدودیت دارد. ذهن  و فکرم هم بسیار به خطا و اشتباه آلوده است.

وقتی عکس یک منظره را تماشا می کنم احساس می کنم هر چقدر هم بر روی کیفیت آن کار شده باشد نمی تواند به زیبایی آن چیزی شود که با چشم خود می بینم.

گاهی نگاه بی واسطه بسیار متفاوت از نگاه به واسطه دوربین و تماشای عکس است.

دیدن و بودن در کنار یک مادر یا اصلا مادر بودن و عکس گرفتن از خنده ی فرزند خیلی متفاوت تر از دیدن عکس، فیلم و کلیپ های ادیت شده کودکان است.

راستی وزش نسیم بر صورت را به چه صورت دیگر می توانیم احساس کنیم و توهم آنرا داشته باشیم؟

عکس و نوشته و فیلم را می بینم و گاه خیلی سریع از خاطر می برم.

با این حال، تجربه زمین خوردن و تلخ شنیدن را دیرتر فراموش می کنم.

تمام این ها را نگفتم که از عکس و نوشته دوری کنم و همه چیز را بخواهم خود تجربه کنم

عمر محدود است و همه چیز را نمی توان بی واسطه درک کرد و فهمید

اگر می خواهم درک گسترده تری را تجربه کنم

بهتر است بخوانم و خوشحال باشم که فهمم کمی بیشتر از دیروز شده. بعد از مدتی متوجه شوم در اشتباه بودم و آنچه خوانده ام به اندازه ی دگمه پیراهن ارزش دارد و برای داشتن پیراهن نیاز است بیشتر تلاش کنم.

جزئیات را می توانم گاه با عکس و سایر ابزارها بزرگ نمایی کنم تا فهم آن برایم لذت بخش تر و آسان تر شود. 

کلیاتی را که از جزئیات بیشتر و پیچیده تری ساخته شده اند را می توانم تا مدتی با لذت به نظاره بنشینم و پس از آن به خاطر داشته باشم نمی توانم به این طریق ادامه دهم.

بهتر است از هیجان تصویر کلی خارج شوم و کمی هم دنیای جزئیات را بررمسی کنم. اینکه هر جزئی چه ارتباطی با دیگر اجزا دارند و به واسطه ی کدام اجزا یک تصویر بزرگتر شکل گرفته است هر تصویر بزرگ حاصل کدام حرکت ها و روندهای جزئی است.

اگر در دیدن و فهم تصاویر چه کلی و چه جزئی به خطا روم و منحرف شوم چه خواهم دید؟ حاصل این انحراف در دید چه خواهد شد؟

آیا در یک جا متوقف می شوم و از دیدن یک تصویر یا ارتباط تعدادی از اجزا به ستایش و تمجید و تحسین آنها باقی می مانم؟

آیا با دیدن خطاها و انحراف ها می توانم به چشمانم و ذهنم بی اعتماد شوم و به ابزاری دیگر اعتماد کنم؟

اصلا اعتماد و درستی کامل وجود دارد؟

تا چه میزان خطا و اِشکال و اشتباه، ما را از آنچه به دنبالش هستیم یعنی درک بیشتر و فهم عمیق تر باز می دارد؟

شاید شک و تردید باز هم در این جا به کار آید. با دیده ی شک نگاه کردن، بیشتر از داشتن یقین ثابت و پابرجا یا نگاه متعصبانه می تواند پیش برنده باشد.

نمی دانم. چون ندانستن ها و نادانی هایم بسیار بیشتر از آن ذرات دانسته و فهم است.

اما ایرادی نیست می دانم که نمی دانم. پس در این گستره ی اطلاعات با دیدی کم بینا و با احتیاط به پیش می روم اما متوقف نمی شوم.

1 دیدگاه در “ساده اندیش

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *